شمارهٔ ۲۷۷

غزلیات

خورشید به حسن یار من نیست
مه را نمک نگار من نیست

محروم بود همیشه عاشق
این است که در کنار من نیست

نومیدی عاشقان قدیم است
مخصوص به روزگار من نیست

جز لخت دل به غم سرشته
در دیدهٔ اشکبار من نیست

خاصیت عشق خاکساریست
زان پیش تو اعتبار من نیست

هر چند ز عشق خاکسارم
کس نیست که خاکسار من نیست

زلف تو بود به سجدهٔ شکر
که آشفته چو روزگار من نیست

منعم چه کنی ز عشق ناصح؟
غم دارم و غمگسار من نیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}