شمارهٔ ۳۳۲

غزلیات

فروزان کن ز رخ، کاشانهای چند
بسوزان شمع من، پروانه اى چند

فغانم گوش کن امشب که فردا
ز من خواهی شنید افسانه اى چند

دلم داند به پاس آشنایی
چها دید، از وفا بیگانه اى چند

گران خوابان غفلت را شکستم
خمار، از نعرهٔ مستانه ای چند

خماری نیست خون عاشقان را
سرت گردم، بکش پیمانه ای چند

به هر دفتر ز کلک آتش آلود
ز ما مانده ست آتشخانه ای چند

حزین از فوت فرصت با صد افسوس
کشیدیم آه بی تابانه ای چند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}