شمارهٔ ۵٢۵

قطعات

در وصیت از بزرگان جهان
گفت دانائی بفرزند خلف

با کسی کن دوستی کو در دو حال
با تو باشد همچو گوهر در صدف

بر نگردد از تو چون گردی فقیر
صحبتت داند در آنحالت شرف

هم نخواهد چون ترا بیند غنی
تا شود مالت بآسانی تلف

ور کند گردون ترا در جاه ماه
با تو دارد چهره خود بی کلف

اینت کار خوب اگر گردد تمام
اینت یار نیک اگر آید به کف

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}