شمارهٔ ۳۴۷

غزلیات

کوته نظران زلف سیه کار ندانند
این مرده دلان فیض شب تار ندانند

جانسوز دیاریست محبت، که طبیبان
رسم است که حال دل بیمار ندانند

ما باخته دینان، ادب کفر ندانیم
نو برهمنان بستن زنار ندانند

مغروری حسن است که در جلوه گه او
جانبازی یاران وفادار ندانند

بی پرده تماشایی آن حسن لطیفند
بالغ نظران، پرده پندار ندانند

دارند حریفان هوس خاطر شادی
دل باختگان غیر غم یار ندانند

دستان زن دیرینه ی گلزار، حزین است
این نوسخنان شیوهٔ گفتار ندانند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}