شمارهٔ ۳۶۸

غزلیات

هوای عشق برونم ز ننگ و نام کشید
به توبه نامهٔ من، یار خط جام کشید

خوشا حریف شرابی که فکر شام نداشت
نهاد لب به شط باده و تمام کشید

ز عشق پاک به هر شیوه تو مشتاقم
به خشم و کین نتوان از من انتقام کشید

هنوز از آن خط مشکین خبر نداشت دلم
هوای دانه خالت مرا به دام کشید

ز من حدیث وفا و جفای خویش مپرس
که پاس راز، زبان مرا ز کام کشید

ز کوی انجم و افلاک رخت خویش برآر
برای جا نتوان منت از لئام کشید

بهار عیش در آغوش غنچه خسبان است
نسیم صبح به گوش من این پیام کشید

متاع عنصر و افلاک واسپار حزین
که خوار شد، ز فرومایه هر که وام کشید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}