شمارهٔ ۳۸۵

غزلیات

در دیده مرا بی تو پریشان نظری بود
خونابهٔ آغشته به لخت جگری بود

در دام تو افشاندم و آزاد نشستم
اسباب گرفتاری ما مشت پری بود

چون شمع ز سرمایهٔ هستی به بساطم
سامان سبک خیزی آه سحری بود

جز گوشهٔ امن دل ارباب توکل
هر جا که گرفتیم خبر، شور و شری بود

جمعیّت خاطر نشد آماده حزین را
هر پاره دلش درکف بیدادگری بود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}