شمارهٔ ۴۶۸

غزلیات

عشق تو که صد برهمن از کیش برآورد
آتش شد و دودم ز دل ریش برآورد

جا در دل تأثیر کند تا لب سوفار
هر ناوک آهی که دل از کیش برآورد

غم یار غریبی ست که دور از وطنان را
بُبرید ز بیگانه و از خویش برآورد

ممنون گرفتاری عشقیم که ما را
از ننگ دل عافیت اندیش برآورد

ز آلایش هستی شده ام پاک که عشقت
صد بار ز ننگ خودیم بیش برآورد

گر چشم تو بیمار بود وآن مژه فصّاد
پس خون دلم را ز چه با نیش برآورد؟

کی چارهٔ دردم شود از وصل که امروز
من پیرم و آن تازه جوان ریش برآورد؟

جام نگهی زد ره تقوای حزین را
مینای می از خرقهٔ درویش برآورد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}