شمارهٔ ۴۸۳

غزلیات

نبود عجب که از دل ما شور شد بلند
جایی که دود حوصلهٔ طور شد بلند

شد موج زن ز جلوهٔ او سیل فتنه ای
گرد خرابی از دل معمور شد بلند

هرگز نبود عمر فراق این قدر دراز
از یاد زلف او شب دیجور شد بلند

کوته کند فسانهٔ گلبانگ عندلیب
هر جا حدیث آن رخ مستور شد بلند

یک چند راز عشق ز خامان نهفته بود
باز این ترانه از لب منصور شد بلند

یا رب که دید سرو سهی پیکر تو را
کآوازه اش چو مصرع مشهور شد بلند؟

بانگ دراست قافله درد را حزین
هر ناله ای که از دل رنجور شد بلند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}