شمارهٔ ۴۸۹

غزلیات

خرامد یار من مستانه هر راهی دچار آید
مگر یک بار هم از کوچه راه انتظار آید

گوارا نیست آب زندگانی، بی حریفانم
به حسرت می کشم پیمانه ای، تا گل به بار آید

شرابی چون ندارم با کباب خویش می سازم
دل خود می خورم در آشیان تا نوبهار آید

کهن اوراق ما جانا همایون فال می باشد
نگه دار این دل سی پاره را، گاهی به کار آید

حزین آشفته دارد خامه ام را خطّ مشکینی
نی من ناله هر جا سر کند، بوی بهار آید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}