شمارهٔ ۵۱۴

غزلیات

سبک از جا رود، هرکس که با ما یار می‌گردد
نسیم گل چرا بر بی‌دماغان بار می‌گردد؟

برهمن‌زاده‌ای برده‌ست ایمانم که در عشقش
رگ جان، جسم را شیرازهٔ زنار می‌گردد

سرت گردم اشارت کن به مژگان، آشنا سازم
مرا حیران نگاهی، گرد دل بسیار می‌گردد

پریشان زلف و مژگان بی‌خبر، لب می‌چکان داری
به این آشفتگی کس بر سر بازار می‌گردد؟

حزین آهم رسایی می‌کند، ایّام کوتاهی
لب از بیچارگی شرمندهٔ اظهار می‌گردد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}