شمارهٔ ۵۳۷

غزلیات

بی تو در پیرهن نامیه، خار است بهار
چشم مخمور تو را گرد و غبار است بهار

به تمنّای تو ای نسترن آرای بهشت
پای تا سر همه آغوش و کنار است بهار

بس که دنبال تو ای سرو خرامان گشتهست
پایش از شبنم گل آبله دار است بهار

رنگ ازو، بوی از او، حسن و لطافت همه او
بیخود از جلوه ی آن لاله عذار است بهار

تکیه بر بستر نسرین و سمن نتواند
بس که از دست غمت زار و نزار است بهار

آن قدر نیست که گل ساغر می را بکشد
حیف و صد حیف که بی صبر و قرار است بهار

سرو رعنای مرا حلّه طراز است چمن
ماه زیبای مرا آینه دار است بهار

غنچه در پوست نگنجید ز تأثیر نسیم
زاهد از خرقه برون آی، بهار است بهار

شعله خوی تو حزین آفت گلزار نگشت
جگرش داغ از آن لاله عذار است بهار

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}