شمارهٔ ۵۴۲

غزلیات

ساقی به لبم بادهٔ پالیده فروبار
در پرده دلم خون کن و از دیده فروبار

مفتون نتوان بود به نیرنگ بهاران
برک و برت ای نخل خزان دیده فروبار

چون ابر سراپای خود از درد جدایی
سرمایهٔ اشکی کن و نالیده فرو بار

از فیض تو دریا شده دامانِ من اکنون
ای دیده، نمی بر دل تفسیده فروبار

مگذار حزین قاعد هٔ صفحه طرازی
از ابر قلم گوهر سنجیده فروبار

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}