شمارهٔ ۵۶۰

غزلیات

ای طرّه برافشانده، خدا را ز گدا پرس
احوال پریشانی ما را ز صبا پرس

تا کی گذری از بر ما مست تغافل
یک بار ز حال دل شیدایی ما پرس

ای برق به خرمن زده، از خار میندیش
حال دل زار، از لب هر برگ گیا پرس

گر بی سر و سامانی صحرای جنون را
خواهی که بدانی، ز من آبله پا پرس

افتاد اها حزین در قدم محمل نازت
بی تابی حال دل او را ز درا پرس

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}