شمارهٔ ۶۲۲

غزلیات

غافل دمی از جذبهٔ صیّاد نگردیم
هر چند قفس بشکند آزاد نگردیم

تا رخت به دریا نکشد قافله ما
خاموش چو سیلاب ز فریاد نگردیم

کام دل ما بسته به کام دل یار است
آزرده دل از ناوک بیداد نگردیم

خون درتن ما بی خبر از مستی چشمی ست
آگه ز رگ نشتر فولاد نگردیم

سر را ننماییم دریغ از ره دشمن
گر شمع شویم از گذر باد نگردیم

داریم حزین از همه سو، جانب دشمن
هرگز به شکست دگری شاد نگردیم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}