شمارهٔ ۶۳۵

غزلیات

موسی صفت به داغ ظهور تو سوختیم
نزدیکی و ز آتش دور تو سوختیم

برخاست از میان تو و من حجاب تن
این خرقه را به نذر حضور تو سوختیم

وقت است اگر به جلوه شبم را سحر کنی
عمری، چراغ دیده، به طور تو سوختیم

ای روزگار، عیش و غمت را اثر یکیست
چون شمع، تن به ماتم و سور تو سوختیم

آبی بر آتش دل سوزان نمی زنی
ای ساقی بلا، ز غرور تو سوختیم

با خاکسار خود همه نازی و سرکشی
ای شعله خو، ز طبع غیور تو سوختیم

از من بگو به آن صنم سرگران حزین
خورشید من، ز آتش دور تو سوختیم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}