شمارهٔ ۷۳۰

غزلیات

در دهر حرامی زده شد سحر حلالم
سرمایهٔ دزدان جهان است خیالم

یک ذرّه نیارند بجا حقّ نمک را
این قوم فرومایه که هستند عیالم

کالا ز من و فخر و مباهات از ایشان
خردان چه بزرگی که نکردند به مالم!

از تیره نفسهای حربفان به کسوف است
هر مطلع زیبنده خورشید مثالم

بی رنج حزین از قلمم نکته نریزد
از پیچ و خم فکر، شکن هاست چو نالم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}