شمارهٔ ۷۵۵

غزلیات

دیدی چهاکرد، غم با دل من؟
رسوا دل من، شیدا دل من

نور جمالت، شمع تجلی
تن کوه طور و موسی دل من

از خاطرم برد یاد تو تنگی
در خانه دارد، صحرا دل من

دارد تماشا خوش با تو سودا
خارا دل تو، مینا دل من

گرکافرم گفت زاهد، و گر مست
از کس ندارد پروا دل من

کرده ست جانان در جان تجلّی
در قطره دارد، دریا دل من

روز ازل سوخت داغت حزین را
آتش تو بودی، سینا دل من

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}