شمارهٔ ۷۶۰

غزلیات

تا هوا ابر است ساقی، باده ای در شیشه کن
قدر فرصت را بدان، از آسمان اندیشه کن

خون مشرب باش، یکسان جوش زن با خار و گل
نخل خوش پیوند شو، در هر زمینی ریشه کن

شاهدِ مِی می رسد آگاه گردان هوش را
نشتری از نغمه در کار رگ اندیشه کن

مشت گل باشد دل بی عشق زاهد در بغل
دل اگر می بایدت بی درد ! عاشق پیشه کن

دست زن در دامن مژگان بی باکی حزین
بیستونی چون دلت دادند، فکر تیشه کن

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}