شمارهٔ ۷۶۵

غزلیات

جانا میاموز، فارغ نشستن
باید دلی را از غمزه خستن

بگذار ربزد آزادی اش خون
صیدی که آموخت از دام جستن

در وادی عشق گام نخست است
از جان گذشتن، از جسم رستن

چون سبحه گیرم بر کف؟ که ننگ است
آلودگان را، زنار بستن

در راه عشقت کار حزین است
از خویش رفتن بیخود نشستن

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}