شمارهٔ ۷۷۵

غزلیات

که خواهد رسانید پیغام من
به بیگانهٔ آشنا نام من؟

که چون با حریفان خوری باده ام
به سنگ جفا نشکنی جام من

به کار آیدت چون رگ تلخ می
به یاد آوری تلخی کام من

تو خوش زی که فرخنده مرغ مراد
پریده ست از گوشهٔ بام من

نه دل مانده بر جا نه لخت جگر
جگر پارهٔ من، دلارام من

به پیچ و خم روزگارم اسیر
رمیده ست آسایش از دام من

در آتش سپندی ست جان حزین
چه می پرسی از صبر و آرام من؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}