شمارهٔ ۷۹۷

غزلیات

تا رفته از نظر، ز تنم جان برآمده
شرمندهام که در غمش آسان برآمده

از پیچ وتاب عشق ندارم شکایتی
دل در شکنج طره پیچان برآمده

یوسف صفت غمم ز جفای زمانه نیست
گلگونه ام به سیلی اخوان برآمده

از تیغ او مرا تن صدپاره خوش نماست
چون گل تنم به زخم نمایان برآمده

نگذاشته ست در جگرم داغ عشق نم
خونابه ای به کاوش مژگان برآمده

در تنگنای شهر چه سان وا شوم حزین ؟
دیوانهام به کوه و بیابان برآمده

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}