شمارهٔ ۸۴۵

غزلیات

ز کاوش مژه ى شوخ آتشین خویی
به سینه هر گل داغی ست چشم آهویی

پیاله می کشم امشب به طاق ابرویی
سبو کشان خرابات عشق را هویی

ز خون دیده دهم آب کوه و صحرا را
به یاد لالهٔ رخسار آشنا رویی

به شام هجر مرا ذوق اشک و آه بس است
چو شمع، شب نگذارم به خاک پهلویی

اجل به داد ز جان سیرگشتگان نرسید
مگر بلند کند عشق دست و بازویی

به این خوشیم که فارغ ز ننگ سامان است
سری که در غم عشق است وقفِ زانویی

از آن به تیرگی بخت خویش می نازم
که نسبتی بودش با سواد گیسویی

ز هوش برد جهان را فسانهٔ تو حزین
شبت دراز به سودای زلف جادویی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}