شمارهٔ ۸۴۸

غزلیات

منت نکشد همّتم از دست دعایی
زد غیرت من هر دو جهان را سرپایی

غم پرده در و صبر ز ما گوشه گرفته ست
ای مطرب کوته نفس آواز رسایی

گر زیر فلک تنگ شود دامن دل هست
از دل نفسی تا بکشم نیست فضایی

با عشق چه پاید خس و خاشاک وجودم؟
این شعله مبادا که کند نشو و نمایی

خوش خرقه ی سالوس به ما تنگ گرفته ست
ای چاک گریبان دل، امروز کجایی؟

در کوی تو چون شعله که از طور کشد سر
از نالهٔ عشّاق بلند است نوایی

داده ست غمت رخصت شبگیر به آهم
شاید رسد این قاصد بی درد به جایی

خود کیست حزین تا که ازو رنجه کنی دل؟
دریوزه پرست نگهی، عشوه گدایی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}