شمارهٔ ۸۸۸

غزلیات

در دیده و دل، از دل و از دیده جدایی
بی جایی و چون می نگرم در همه جایی

لب باده چکان، جلوه چمان، طرّه پریشان
آشفته چنین، بر سر بازار چرایی؟

گه در جگر گرمی و گه بر مژهٔ تر
گه در شکن آه منی، در چه هوایی؟

هم شیشه و هم ساغر و هم باده و هم مست
هم ساقی و هم نایی و هم نای و نوایی

بر تارک سر هوشی و در پردهٔ دل، راز
در دیدهٔ سر، نوری و در سینه، صفایی

نظّاره کنان از نظر عشق، به حسنی
رخساره نهان، در شکن زلف دوتایی

گه معتکف خلوت و گه شاهد محفل
گه بارکش خرقه و گه زیر قبایی

در حدّ اشارات، تو هم مایی و هم من
در محو اضافات، برون از من و مایی

مست است حزین ، امشب از آن ساقی سرمست
مطرب، بزن این پرده، به آهنگ رسایی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}