شمارهٔ ۵٨۵

قطعات

پامال اگرچه چرخ جفا کرد گو بکن
ما از جفای چرخ و غم دهر فارغیم

ساقی طبیب و ما طمع از جان بریده ایم
گر نوش میچشاند و گر زهر فارغیم

محتاج کس نه ایم و نداریم غم ز کس
گر لطف میکند و گرم قهر فارغیم

ما را چو ملک و مال خرید و فروخت نیست
گر محتسب برون کند از شهر فارغیم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}