شمارهٔ ۲۶ - به بعضی از یاران خود نوشته است

قطعات

ای تو نور نظر، ز دیدهٔ ما
رفتی و گل به ما فرستادی

دیده ای را که بود در ره تو
گل نه، خار جفا فرستادی

کرمت را چو نیست پایانی
غم عالم به ما فرستادی

دل وچشمم، هوای روی تو داشت
گل حسرت فزا فرستادی

خار خاری ز جیب و دامن گل
به من بی نوا فرستادی

هم خود انصاف شیوه کن که چرا
جای خود، بی وفا فرستادی

ای تو شخص وفا بگو، ز چه رو
گل سست آشنا فرستادی؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}