شمارهٔ ۳۷ - دربارهٔ برخی از مردم

قطعات

گفت یاری، حزین بی دل را
خلق را در فساد می بینم

همه مست شراب کبر و حسد
همه غرق عناد می ببنم

وه چه آمد چه شد که نیکان را
بدتر از قوم عاد می بینم؟

گفتم ای دوست، ترک عربده کن
در تغافل، سداد می بینم

غمی از هیچ نیست یاران را
جنس غیرت کساد می بینم

...خرشان اگر حواله کنی
از دهنشان زیاد می بینم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}