بخش ۳۱ - ختم کلام و انسجام مرام

صفیر دل

حزین از سخن گستری لب ببند
نیِ خامه افکن به طاق بلند

سراسر جهان پر ز گفتار توست
زبان آوری چون قلم، کار توست

سرآمد ز عمر تو هفتاد سال
نیاسود کلک و زبانت ز قال

نوشتی به نیروی کلک آنقدر
که در لوح گیتی نگنجد دگر

جهان پرگهر شد ز گفتار تو
برو، نغزگفتن بود کار تو

فروغ سخن گر فریبنده است
خموشی کنون از تو زیبنده است

فتاده ست کلک و زبانت ز کار
نفس ناتوان و کفت رعشه دار

ز هر سو بود صرصر دی وزان
حواست پریشان چو برگ خزان

اگر مستمع هست در خانه کس
یکی حرف باشد ز گوینده بس

وگر نیست، بیهوده گفتار چیست؟
خردمند بیهوده گفتار کیست؟

بس است آنچه گفتند، دانشوران
مزیدی میسّر نباشد بر آن

تو را رفته دامان فرصت ز چنگ
سخن مختصرکن که وقت است تنگ

خدایا تو باقی و پاینده ای
ببخشای بر من که بخشنده ای

کمی، ازکمین بندهٔ ناتوان
کرم از تو یا مُنعم المستعان

نی سوده تاریخ اتمام یافت
قلم با صفیر دل انجام یافت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}