شمارهٔ ۹۱

غزلیات، قصاید و قطعات

دردا که دوست هیچ رعایت نمی‌کند
مردیم از عتاب و عنایت نمی‌کند

قربان تیر دشمن بدکیش گشته‌ام
این جور بین که دوست حمایت نمی‌کند

از دست هجر دیده غمدیده آنچه دید
جز با خیال دوست حکایت نمی‌کند

جانم ز دفتر غم جانان به نزد خلق
فصلی و باب هیچ روایت نمی‌کند

بی‌یار در دیار دلم شحنه غمش
کرد آنچه پادشاه ولایت نمی‌کند

دارم ز اشک و چهره بسی سیم و زر ولیک
وجهی است اینکه کار کفایت نمی‌کند

از دست دشمن است همه ناله حسین
ور نی ز جور دوست شکایت نمی‌کند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}