شمارهٔ ۱۱۵

غزلیات، قصاید و قطعات

اگر طریقه آن دلرباست عشوه و ناز
وظیفه من آشفته نیست غیر نیاز

منم چو شمع و غم عشق دوست چون آتش
مرا نصیبه از آن آتش است سوز و گداز

گهی ز فکر دهانش مراست عیشی تنگ
گه از هوای قد او مراست عمر دراز

دلا چو دیده بدوزی ز دید هر دو جهان
چو شاهباز کنی دیده بر رخ شه باز

کسی که سر حقیقت شناخت میداند
که در طریقت عشاق عشق نیست مجاز

نیاز و درد بود زخت عاشق صادق
نمیخرند ببازار عشق زهد و نماز

قمارخانه رندان پاکباز اینجاست
بیا و نقد دو عالم بضربه ای در باز

حجاب خویش توئی چون بترک خود پوئی
درون خلوت خاصت کنند محرم راز

حسین بندگی دوست کار عشاق است
ز بندگیست که عاشق کشد ز دلبر ناز

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}