شمارهٔ ۱۴۶

غزلیات، قصاید و قطعات

ای گشته مست عشقت روز الست جانم
مستی جان بماند روزی که من نمانم

هر ذره ای ز خاکم سرمست عشق باشد
چون ذره ها برآید از خاک استخوانم

فکر بهشت و دوزخ دارند اهل دانش
من مست عشق جانان فارغ ز این و آنم

گفتی بغیر منگر گر طالب حبیبی
والله که در دو گیتی غیر از تو من ندانم

از روی مهربانی ای مه بیا خرامان
تا نقد جان و دل را در پای تو فشانم

چون هیچکس نشانی با خود نیافت از تو
در جستن نشانت از خویش بی نشانم

اسرار عشق جانان دانم حسین لیکن
چون محرمی ندارم گفتن نمیتوانم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}