شمارهٔ ۱۵۳

غزلیات، قصاید و قطعات

روزی که من بداغ غمت از جهان روم
بد مهرم ار ز کوی تو سوی جنان روم

در چشم من چو خار نماید گل چمن
بی تو ز بوستان بسوی دوستان روم

در هر طرف گلی است هوا جوی بلبلی
من بلبلی نیم که بهر گلستان روم

از تو حجاب من همگی از من است و بس
برخیزد این حجاب چو من از میان روم

جانم نشانه ساز و در او تیر غم نشان
باشد بدین نشانه بر بی نشان روم

من مرغ عالم ملکوتم عجب مدار
با بال عشق گر بسوی آسمان روم

بگشا حسین پای دل و جان ز قید تن
تا من شبی بجانب آن جان جان روم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}