شمارهٔ ۱۷۰

غزلیات، قصاید و قطعات

ما بار تن ز کوی وصال تو می بریم
وز بهر توشه عشق جمال تو میبریم

تا دوست را ز دوست بود یادگارئی
دل با تو میدهیم و خیال تو میبریم

دلهای ما بدام بلا میشود اسیر
هردم که نام دانه خال تو میبریم

چون مصریان بضاعت ما تنگ شکر است
زیرا که نکته ای ز مقال تو میبریم

مانند خضر چاشنی چشمه حیات
از لفظ همچو آب زلال تو میبریم

ننگ وجود خویشتن از روی مسکنت
از خاک آستان جلال تو میبریم

جانا حسین هست مقیم درت ولیک
بار بدن ز بیم ملال تو می بریم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}