شمارهٔ ۱۸۰

غزلیات، قصاید و قطعات

در ره عشق تو با درد و الم ساخته ایم
سینه سوخته را مجمر غم ساخته ایم

ما دل آشفته لطف و کرم دوست نه ایم
عاشقانیم که با جور و ستم ساخته ایم

چشم ما لایق دیدار تو زانست که ما
سرمه دیده از آن خاک قدم ساخته ایم

بتمنای میان تو گذشته ز وجود
وز خیال دهنت برگ عدم ساخته ایم

قدم از دایره حکم تو بیرون ننهیم
زانکه عمریست که با حکم قدم ساخته ایم

شمع و من در شب هجران تو از آتش دل
تا سحر سوخته و هر دو بهم ساخته ایم

چون کریمی و سئوال از تو خلاف ادب ست
چاره خویش حوالت بکرم ساخته ایم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}