شمارهٔ ۱۹۴

غزلیات، قصاید و قطعات

دور از رخ تو زیستن ای جان نمیتوان
از جان توان گذشت وز جانان نمیتوان

بار جفا و جور توانم کشید لیک
بار فراق و محنت هجران نمیتوان

دشوار دامن تو بدست من اوفتاد
با دیگران گذاشتن آسان نمیتوان

بی سرو قامت تو و گلبرگ عارضت
رفتن بسوی باغ و گلستان نمیتوان

بی لذت مشاهده حور از قصور
راضی شدن بروضه رضوان نمیتوان

گفتم که سر عشق بپوشم ز غیر دوست
لیکن ز دست دیده گریان نمیتوان

درد حبیب را بطبیبان مگو حسین
کز غیر او توقع درمان نمیتوان

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}