شمارهٔ ۲۲۱

غزلیات، قصاید و قطعات

باز این چه فتنه است که آغاز کرده ای
با عاشقان خویش مگر راز کرده ای

با جغد و با عقاب چرا همنفس شدی
از آشیان قدس چو پرواز کرده ای

مرغ دلم ز قید هوا رسته بود لیک
صیدش تو شاهباز چو شهباز کرده ای

چشم کسی ندید چنین فتنه ها که تو
با چشم شوخ و غمزه غماز کرده ای

بر رخ کشیده پرده مه و مهر از حیا
هر دم که پرده از رخ خود باز کرده ای

آوازه جمال تو بگرفت شرق و غرب
وانگاه صید خلق بآواز کرده ای

جان حسینی و دل عشاق برده ای
تا در حصار نغمه شهناز کرده ای

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}