شمارهٔ ۲۵۶

غزلیات، قصاید و قطعات

گفتم دلا ببین که جفای که میکشی
وین درد دل ز بهر رضای که میکشی

از دشمنان کشند جفا بهر دوستان
چون دوست دشمن است برای که میکشی

هر کس که بر وفای حبیبی جفا کشد
باری تو بر امید وفای که میکشی

چون عیسی شکسته دلان از تو فارغ است
این درد دل ز بهر دوای که میکشی

او را سر هوای تو چون نیست بیش از این
بیهوده درد سر بهوای که میکشی

گیرم که از بلای بتانت گزیر نیست
باری نگر که بار بلای که میکشی

دل گفت شرم دار از این گفتگو حسین
بگشای چشم و بین که جفای که میکشی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}