شمارهٔ ۸۲

غزلیات

به این لطافت و رو تازه ارغوان نشود
باعتدال قدت سرو در جنان نشود

فرو تنی بهمه تن شده است پیشهٔ من
که سجدهات چو کنم غیر بدگمان نشود

فشانم اشک چو باران ز دیده ای یاران
خبر کنید که تا کاروان روان نشود

بآن رسید که آهی کشم ز سینه خویش
که با رقیب خود آن ایار مهربان نشود

دمی نبود که خون در دل شکسته من
ز دست یار و ز کردار دشمنان نشود

مگر که میکده را باز فتح باب کنند
وگرنه کار گشائی ز آسمان نشود

بآه گرم خود آهن چو موم کرد اسرار
باو چسان دل سنگ تو مهربان نشود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}