شمارهٔ ۱۰۳

غزلیات

غم از حد برونی دارم امروز
دل لبریز خونی دارم امروز

فراق آمد زمان وصل سرشد
چه بخت واژگونی دارم امروز

قدی همچون الف ز آغوش جان رفت
ز غم قد چو نونی دارم امروز

چونی هر استخوانم درنوائی است
چه ساز ارغنونی دارم امروز

ز ناخن تیشهام در سینهٔ کوه
بپیشم بیستونی دارم امروز

ز تحریک مه محمل نشینم
نه صبری نی سکونی دارم امروز

بسر اسرار از سودای زلفش
زده شور و جنونی دارم امروز

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}