شمارهٔ ۱۴۵

غزلیات

شدم صدره به زیر سنگ طفلان در جنون پنهان
ولیکن باز پیدا کرده ما را محنت دوران

ببین چشم تر ما را مگو از نوح و طوفانش
که او یک بار طوفان دید و ما هر لحظه صد طوفان

نبخشد دیده‌ام را نور غیر از خاک آن درگه
نسازد سوز دل خاموش الا آب آن پیکان

دل رنجور از خود می‌رود هر لحظه چون طفل
تسلّی می‌دهندش از قدوم وی پرستاران

به جز آن پادشاه کشور دل در جهان اسرار
کدامین پادشه دیدی که ملک خود کند ویران

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}