شمارهٔ ۱۶۴

غزلیات

صبا برگو بآن شیرین که گاهی
چه باشد گر کنی برمانگاهی

اگر بر ما گدایان رحمت آری
تو کاندر کشور دل پادشاهی

مدام از عمر برخوردار باشی
اجب ربی رجائی یا الهی

جفا از حد مبر جانا که ترسم
بسوزانم دو عالم را به آهی

ز بیم مدعی تا چند و تا کی
رود دلبر به راهی من براهی

ره دل زد بصورت خوش بیانی
دهد چشمش بدین معنی گواهی

خدا را زان بت خونخوار پرسید
که اسرار حزین دارد گناهی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}