شمارهٔ ٧٠٨

قطعات

هست کار سعادت دنیا
راست همچون مناره برفین

آفتاب تموز حادثه ها
برگشاده برو- ز تاب کمین

در تزلزل بنای ارکانش
دل برو کی نهند اهل یقین

ناگهانی ز هم فرو ریزد
که امید ثبات دارد ازین

هر کرا آز پیشوائی کرد
باز نشناخت مهر چرخ از کین

هر زمانش زبان حرص کند
آیتی دیگر از هوا تلقین

ما و یاری و کنج عافیتی
که همینست و بس بهشت برین

اینسخن باور از نمیداری
خیز و رنجه شو و بیا و ببین

زانگروهی که سخره شهرند
تا بدانی که نیست ابن یمین

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}