شمارهٔ ۱۷۸

غزلیات

مپند ار او نهان و تو عیانی
تو در سبحات سبحانی نهانی

چو تو باشی نه برخورد اراز اوئی
چو او باشد تو کی اندر میانی

گمان بگذار و بر نور یقین پیچ
که بیشک او یقین و تو گمانی

توئی هستی نما و اوست هستی
سرابی او چو آب زندگانی

نه تنها معنی جسم است و صورت
بود معنی ارواح و معانی

هر آئینه ز حق اسمی نماید
تو اسما جملگی را ترجمانی

بیا آیینهها گم کن در اسماء
تو هم گم شو مهین اسمی بمانی

وزین پس نفی اسما و صفاتست
در این دریا همه گشتند فانی

نماند نی عبارت نی اشارات
نه اسراری بماند نی بیانی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}