شمارهٔ ٧١٠

قطعات

یکچند شد که بر هدف دل کمان چرخ
تیر از کمین گشاد و فروبست کار من

وز دور نا موافق و ایام مختلف
آشفته شد چو زلف بتان روزگار من

وز اختلاف گردش گردون دون نواز
اغیار من شدند کنون یار غار من

وز صرصر هموم و دم سرد حاسدان
بی برگ و بینوا چو خزان شد بهار من

با عقل کار دیده که در حل مشکلات
رای ویست مؤنمن و مستشار من

گفتم از آنچه میکشم از دهر شمه ئی
زان پس که در گذشت ز حد اضطرار من

گفتا که مسپر ابن یمین جز طریق صبر
کاینست در حوادث دهر اختیار من

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}