شمارهٔ ۱

غزلیات

پاکا منّزها متعالی مهیمنا
ای در درون جان و برون از صفات ما

از رحمت تو کم نشود گر به فضل خویش
منت نهی و عفو کنی سیّئات ما

دوران شرّ و فتنه و طوفان و حیرت است
ظلمت حجاب راه شد از شش جهات ما

نوح عنایت توبه به کشتی مغفرت
سعیی کند مگر به خلاص و نجات ما

آلایشی که رفت به آب کرم بشوی
تنزیه ذات پاک تو دارد نه ذات ما

مقصود ما حصول رضا و جوار توست
ورنه چه بیش و کم ز حیات و ممات ما

بی یاد تو اگر نفسی می رود هباست
آری خلاصه یک نفس است از حیات ما

هم تو دهی ز عقده ی تقلیدمان خلاص
ورنه زمانه حل نکند مشکلات ما

ما را ز هول زلزلت الارض باک نیست
حفظ تو بس معاون ما و ثبات ما

یک جرعه گر ز جام تو در کام ما چکد
تا روز حشر کم نشود مسکرات ما

توفیق ده که نام نزاری رود به خیر
بر یاد دوستان تو بعد از وفات ما

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}