شمارهٔ ۱۸

غزلیات

دیر شد تا دوست می دارم ترا
آخر ای بخت از درم روزی درآ

من به تو چون تشنه مستعجل به آب
تو چرا از من چنین سیری چرا

گر خطایی در وجود آمد ز من
جان غرامت می دهم بی ماجرا

تو جهان جانی و جان جهان
بی تو گر بر من سرآید گو سرآ

زلف پرتابت مرا دیوانه کرد
چند رنجانی من دیوانه را

هر چه در حسن تو خواهم کرد وصف
تو از آن هستی به خوبی ماورا

قوتی یابد نزاری راستی
گر کند بر سبزه خطّت چرا

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}