شمارهٔ ۶۰

غزلیات

گذشت بر سرم از دست دل قیامت‌ها
کشیدم از کس و ناکس بسی ملامت‌ها

علم شدم به علامات عشق در عالم
بلی به روز قیامت بود علامت‌ها

غلام عشقم و الحمدلله از سر صدق
بر آستان وفا کرده‌ام اقامت‌ها

محبت است و ارادت نه جبر و نه تکلیف
ز دل به رغبت خاطر کشم غرامت‌ها

مرا به زهد و صلاح و وَرَع مکن دعوت
بلای عشق به است از چنین سلامت‌ها

همین نه بس که نبایست خوردنم باری
ز عمر رفته چو افسردگان ندامت‌ها

نزاریا ز زمان گذشته بیش ملاف
بر اولیا نتوان بست از این کرامت‌ها

به صور عشق فرودم دمی چو زنده‌دلان
که در زمانه برانگیختی قیامت‌ها

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}