شمارهٔ ۸۲

غزلیات

مرا چو وصل تو تشریف بار داد امشب
بیار باده و گوهر هرچه باد امشب

کمند زلف تو وجام باده هر دو به کف
رقیب را چه بماند به دست ، باد امشب

مگر زمانه ببخشود بر من مسکین
که هم به وصل تو داد دلم بداد امشب

صبا کجاست که یعقوب صبح را گوید
که آفتاب چو یوسف به چه فتاد امشب

جهان ز مادر فطرت در آفرینش خاص
جز از برای تمنای من نزاد امشب

اگر نه روز معادست و من بهشتی چیست
که آسمان در فردوس برگشاد امشب

چو هیچ حاصلت از نقد دیّ و فردا نیست
نزاریا بستان از زمانه داد امشب

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}