شمارهٔ ۱۱۶

غزلیات

ما را به روی دوست همه رنج راحت است
مرهم ز دست غیر نه مرهم جراحت است

حسن جمال و روی نکوخوش بود ولیک
آن جاست ذوق عشق که صاحب ملاحت است

می در فراق مونس بیدل بود که می
سرمایهی سخاوت و اصل سماحت است

پس بیش تر خلایق عالم مباحی اند
گر رخصت خواص به می از اباحت است

بر اهل دل ملامت و تشنیع شرط نیست
این جا به جای حسن مروت قباحت است

در دامن شکیب کشیدم به صبر پای
سیر محققانه نه کار سیاحت است

دعوی مکن نزاری و دم درکش و خموش
این جا که را محل و مجال فصاحت است

صعب است نامرادی و ناکامی و فراق
دیدار دوستان سبب استراحت است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}