شمارهٔ ۱۴۴

غزلیات

جز عشق پیشوا نکند هر که عاشق است
زیرا که عاشقان همه را عشق سایق است

تسلیم راه عشق کند هر چه هست و نیست
وین کار عاشقی است که در عشق صادق است

گر بر عدم نباشد عاشق پسند نیست
آن گه که از وجود بپرداخت لایق است

ناممکن است عشق پرستی و عافیت
کاندر طریق عشق پرستی عوایق است

خوش می‌رسد ز دوست به ما هرچه می رسد
در عشق او جراحت و راحت موافق است

سهل است اگر در آتش هجران بسوختیم
خشنود می رویم که امّید واثق است

دم درکشیده ایم و زبان درکشیده اند
چون خالق آگه است چه باک از خلایق است

ما را بهانه نیست که اینجا نظرگهیست
عذرا نشانه ی نظر عشق وامق است

زین هر فسرده یی که نداند که عشق چیست
آوازه می کند که نزاری منافق است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}